آخرین خبرها

سال نو بر تمامی اهالی باغمعروف و ایرانیان مبارک

norooz93

سال نو بر تمامی اهالی باغمعروف و ایرانیان مبارک.از همان ساعات آغازین سال ۹۳ بعد از تحویل سال نو مردم باغ معروف به دید و بازدید از اقوام و بزرگترها پرداختند.امیدوارم سالی که پیش رو دارید توام با موفقیتها برایتان باشد. نوروز با بهار می‌آید که یادآور رستاخیز و تحولی ژرف و دل انگیز در حیات بشر است و اینک، کتاب بزرگ آفرینش، فرا روی ماست،بهار، بازتاب شگفت راز حیات در عرصه هستی است. بیشتر بخوانید »

تسلیت ایام محرم

muharram92

تسلیت ایام محرم ایام عاشورا و تاسوعا گذشت ایامی که ماه پیروزی خون بر شمشیر بود.عزاداران و هیئتهای حسینی در باغ معروف هر یک در محله و کوچه های خود به عزاداری می پرداختند.چه خوب بود به جای دسته جات کوچک عزاداری همه با هم بودند و عزاداری می کردند. بیشتر بخوانید »

عید غدیر خم مبارک

ghadirekhom

عید سعید غدیر خم بر تمامی مسلمانان و شیعیان مبارک باد.این عید در مساجد باغ معروف نیز گرامی داشته شد. این عید را به تمامی دوستداران و شیعیان حضرت علی (ع) تبریک می گوئیم. بیشتر بخوانید »

عید قربان بر تمام مسلمین جهان مبارک باد

ghorban

عید قربان بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.این عید یکی از اعیاد بزرگ مسلمانان می باشد.مثل همه جای ایران عزیز این عید در باغ معروف نیز جشن گرفته می شود و حاجیان گوشت قربانی را بین اقوام آشنایان تقسیم می کنند. عیدقربان ، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . . برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند. حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‌کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود – مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‌گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‌آید را عید می‌دانند. بیشتر بخوانید »

اشعار زیبا از صائب

saeb

سلام.مدت نسبتا طولانی بود که پست جدیدی توی این سایت ارسال نمی شد.امرو تصمیم گرفتم اشعاری از صائب تبریزی رو براتون بذارم. چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست بی‌چراغ دل آگاه به این راه مرو  □ مرا ز خضر طریقت نصیحتی یادست که بی گواهی خاطر به هیچ راه مرو چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو  □ چون شبنم روشن گهر، با خار و گل یکرنگ شو بگذار رعنایی ز سر، بیزار از نیرنگ شو زنهار در دار فنا، انگور خود ضایع مکن گر باده نتوانی شدن، منصور وار آونگ شو خصم درونی از برون، بارست بر دل بیشتر با دشمنان کن آشتی، با خویشتن در جنگ شو  □ روزگار زندگانی را به غفلت مگذران در بهاران مست و در فصل خزان دیوانه شو مشرق خمیازه می‌سازد دهن را حرف پوچ مستی بی درد سر خواهی، لب پیمانه شو  □ از جهان آب و گل بگذر سبک چون گردباد چون ره خوابیده، بار خاطر صحرا مشو  □ در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشو برگ چون شد زرد، از باد خزان غافل مشو از چراغی می‌توان افروخت چندین شمع را دولتی چون رو دهد، از دوستان غافل مشو  □ سوگند می‌دهم به سر زلف خود ترا کز من اگر شکسته تری یافتی بگو  □ نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر بر فروغ خویش می‌لرزد چراغ صبحگاه  □ هست در قبضه‌ی تقدیر، گشاد دل تنگ حل این عقد ز سرپنجه‌ی تدبیر مخواه  □ مرگ بی‌منت، گواراتر ز آب زندگی است زینهار از آب حیوان عمر جاویدان مخواه  □ چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را تر می‌کنم به خون جگر، نان سوخته  □ دلگیر نیست از تن، جانهای زنگ بسته کنج قفس بهشت است، بر مرغ پرشکسته مژگان من نشد خشک، تا شد جدا ز رویت گوهر نمی‌شود بند، در رشته‌ی گسسته  □ نگردد چون کف افسوس هر برگ نهال من؟ که چون بادام آوردند در باغم نظربسته  □ ز پیری می‌کند برگ سفر یک یک حواس من ز هم می‌ریزد اوراق خزان آهسته آهسته  □ دو دولت است که یکبار آرزو دارم: تو در کنار من و شرم از میان رفته  □ سر بر تن من نیست ز آشفته دماغی زان دم که سبوی میم از دوش فتاده  □ به آب روی خود در منتهای عمر می‌لرزم به دست رعشه دارم ساغر سرشار افتاده  □ بیگانگی ز حد رفت، ساقی می صفاده ما را ز خویش بستان، خود را دمی به ما ده از پا فتادگانیم، در زیر پا نظر کن از دست رفتگانیم، دستی به دست ما ده دیوان ما و خود را، مفکن به روز محشر در عذر خشم بیجا، یک بوسه‌ی بجا ده  □ نمی‌دهی قدح بی شمار اگر ساقی شمار قطره‌ی باران کن و پیاله بده! به یاد هر چه خوری، می همان نشاط دهد به ذوق نشاه‌ی طفلی، می دو ساله بده  □ اکنون که شد سفید مرا چشم انتظار از سرمه‌ی سیاهی منزل چه فایده؟  □ بعد عمری چون صدف گر قطره‌ی آبی خورم در گلوی تشنه‌ام چون سنگ می‌گردد گره  □ از هجر و وصل نیست گشایش دل مرا چون گوهرست قسمت من از دو سو گره  □ کیفیت است مطلب از عمر، نه درازی خضر و حیات جاوید، ما و می دو ساله  □ هر چند برآورده‌ی آن جان جهانم چون خانه ندارم خبر از صاحب خانه  □ خوشا رهنوردی که چون صبح صادق نفس راست چون کرد، گردد روانه به دست تهی می‌گشایم گرهها ز کار سیه روزگاران چو شانه ز استادن آب روان سبز گردد مجو چون خضر، هستی جاودانه  □ ای زلف یار، اینقدر از ما کناره چیست؟ ما دلشکسته‌ایم و تو هم دلشکسته‌ای ... بیشتر بخوانید »

افتتاح سالن ورزشی چند منظوره باغ معروف به مناسبت هفته دولت

ورزشگاه باغ معروف

 به مناسبت هفته دولت ، سالن ورزشی چند منظوره شهدای باغ معروف شهرستان تبریز با حضور دکتر احمد علیرضا بیگی استاندار آذربایجان شرقی و محمد صادق اکبری معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان کشور افتتاح شد.شورای اسلامی و دهیاری باغمعروف نیز همت نموده و به این مناسبت دستی روی شهرک کشیدند و چند اقدام برای زیبایی شهرک باغمعروف انجام دادند.تعویض تابلوی ورودی باغمعروف و نیز رنگ نمودن جدولها،خط کشی خیابانهای منتهی به ورزشگاه و نیز لکه گیری آسفالت میدان ولیعصر و …   بیشتر بخوانید »

تاثیر افکار دیگران بر رفتار ما

afkar

تاثیر افکار دیگران بر رفتار ما مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم  نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خودرا شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد …. به کمک او پرداخت. سپس کم کم وضع عوض شد. پسرش گفت:پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است. آنتونی رابینز: اندیشه های خود را شکل ببخشید درغیراینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند بیشتر بخوانید »

مغایرت زمان

moghayerat

 ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر؛  مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر،ادعای بیشتر اما عملکرد کمتر داریم.  متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر داریم. • بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم. •  چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است؛خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم. •  زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان؛ خانه تکانی می کنیم اماذهن تکانی نداریم. •  ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر؛ بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم؛  ما تا کره ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.  فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اماتعصب راحفظ کرده ایم.خانه تکانی می کنیم ولی اندیشه تکانی نداریم. • بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشترحرف می زنیم اّما کمتر به انجام میرسانیم.   •  عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن را، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر.  فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اّما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بالاتراّما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اّما خانواده های از هم پاشیده. • بدین دلیل هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.  در جستجوی دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشیدزندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظههای لذتبخش است؛  از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید. هر روز، هر سـاعـت و هر دقیـقه خـاص اسـت و شمـا نمیـدانیـد که شایـد آن می تـواند آخـرین لحـظه عمـرتان بـاشد. بیشتر بخوانید »

برو بالا